اشعار سعدي برخلاف اشعار صوفيانهٴ عطار و مولوي جنبهٴ دنيوي و عملي دارد، و گاهي منفعتطلبانه و ماكياوليمآبانه است. جامعيت آنها علت نفوذ جهانيشان و ارزش تاريخي آنهاست؛ اين اشعار آيينهاي از جنبههاي نيك و بد حيات شرق در آن روزگار است.
مدتها چنان تصور ميشد سعدي نخستين شاعري است كه به هندي يا اردو شعر سروده است، ولي اينك اين قضيه بياعتبار شده است. اغلب آثار او به فارسي نوشته شده، ولي برخي اشعارش هم به عربي است، برخي ديگر تركيبي از عربي و فارسي (ملمع) است، و برخي به گويشهاي فارسي؛ گفته ميشود يكي از آنها به شانزده زبان و گويش است.
سعدي نه فقط در ادبيات كشور خويش، بلكه در ادبيات هند و تركيه هم تأثير عميقي به جاي گذاشت. گلستان او بارها به هندي ترجمه شد؛ و در 1391، سيفالسرايي آن را در مصر به تركي ترجمه كرد. تفتازاني در 1354، بوستان
را به تركي ترجمه كرد. از اين گذشته از اشعار سعدي تقليدهاي تركي متعددي شده و چند شرح بر اشعار او نوشتهاند.
گلستان در 1634، به زبان فرانسه چاپ شد؛ در 1651، به لاتيني؛ در1654، به آلماني؛ در 1774، به انگليسي. بوستان اولين بار در 1688، به هلندي چاپ شد. بدينترتيب، در اواخر سدهٴ هفدهم، سعدي در اروپاي غربي كاملاً شناخته شده بود. علاوه بر اين ترجمهها، نفوذ سعدي از طريق بسياري از نويسندگان غربي محسوس بود، كه نخستين آنان لافونتن و بزرگترينشان ولتر و گوته بودند. براي نشان دادن نفوذ سعدي در پايان سدهٴ هجدهم، ميتوان به يادآورد كه سعدي كارنو (متولد 1796)، بنيانگذار ترموديناميك به نام او ناميده شده است.
مولوي
جلالالدين محمد رومي. معروف به مولوي، بزرگترين شاعر صوفي ايراني، در 1207 ـ 1208، در بلخ زاده شد؛ اوضاع سياسي موجب تبعيد پدرش شد و اندكي پس از تولد او، خانوادهاش روانهٴ غرب گشت؛ گويند در 1210، عطار او را در نيشابور تبرك كرد، و آنان پس از مدتي اقامت در بغداد، مكه، دمشق، ملاطيه، ارزنجان، و لارنده، سرانجام در حدود 1226 ـ 1227 ميلادي، در قونيه، پايتخت امراي سلجوقي روم، مقيم شدند. جلالالدين پس از مرگ پدرش، در 1231، در قونيه به تدريس پرداخت و باقي عمر خود را در آن شهر گذراند، و در 1273، در آن جا به خاك سپرده شد. از سال 1232 تا 1241، سيد برهانالدين حسين محقق ترمذي تعليم روحاني او را برعهده داشت؛ و در 1244 ـ 1246، به شدت تحت تأثير صوفي مرموزي به نام شمس تبريزي قرار گرفت.1